تبليغاتX
نم نم تا عشق
ترانه ای از همای-ترانه ای از شجریان
آندم که مرا می زده بر خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید

 
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هرقدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغرو میخانه و ساقی نشناسم
 برپایه پیمانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم
از آتش دوزخ نهراسم نهراسم












ترانه زیر رو شجریان در بزرگداشت مقام سعدی خونده
به نظر من خیلی زیبا می خونه آهنگسازیشم واقعا عالیه.اگه تصویریشو پیدا کردین خیلی خوبه.

بسم از هوا گرفتن   
که پری نماند و بالی

به کجا روم ز دستت
که نمی دهی مجالی

نه ره گریز دارم
نه طریق آشنایی

چه غم افتاده ای را 
که تواند اختیاری

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آنکه روزی به کف افتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازی سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشدهمه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چه نارسید عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتباهی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به ق
یامت اتصالی
2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 13:17  توسط اولدوز  |