تبليغاتX
نم نم تا عشق
ترانه ای از همای-ترانه ای از شجریان
آندم که مرا می زده بر خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید

 
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هرقدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغرو میخانه و ساقی نشناسم
 برپایه پیمانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم
از آتش دوزخ نهراسم نهراسم












ترانه زیر رو شجریان در بزرگداشت مقام سعدی خونده
به نظر من خیلی زیبا می خونه آهنگسازیشم واقعا عالیه.اگه تصویریشو پیدا کردین خیلی خوبه.

بسم از هوا گرفتن   
که پری نماند و بالی

به کجا روم ز دستت
که نمی دهی مجالی

نه ره گریز دارم
نه طریق آشنایی

چه غم افتاده ای را 
که تواند اختیاری

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آنکه روزی به کف افتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازی سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشدهمه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چه نارسید عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتباهی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به ق
یامت اتصالی
2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 13:17  توسط اولدوز  | 

نوش دارو پس از مرگ سهراب

چند روز پیش یکی از سرویس های دانشگاه آزاد تبریز دچار ترمز بریدگی می شه ودر اثر تصادف  2 تن از دانشجویان دختر به طرز وحشتناکی جانشون رو از دست می دن!

اتوبوس حامل دانشجویان اولا اتوبوسی بوده که 2 سال پیش از همین اتوبوس در اثر باز شدن در آن یکی از دانشجویان فوت شده بوده.و ثانیا همگی شاهدیم که در چنین سرویس هایی شاید بیش از دو برابر ظرفیت اتوبوس بیچاره و فرسوده از آن استفاده می شود.

پس از فوت دختران بیچاره بود که بر اثر اعتراض کوبنده و تعطیلی دانشگاه چندین سرویس مجهز و نو در اختیار آنان قرار می گیرد. و این نوش دارویی است که پس از مرگ سهراب می رسد.حتما باید چندین خانواده داغدار شوند تا کسی از مسئولین در هر سمت و پستی به خود حرکت دهد اونم لابد بیشتر از ترس منصبش.

در هر حال این دو دختر بیگناه قربانی عقب افتادگی و فرهنگ بد جامعه خود شدند تا ما همچنان همه چیز را تعطیل و چشم به انرژی هسته ای مان بدوزیم که روزی می رسد و اتوبوس های کهنه نو می شوند! جاده های خراب درست می شوند!فرهنگ خودمان اصلاح می شود!!!فقط نمی دونم آیا آدمهایی که جانشون رو از دست می دهند هم  بر می گردن؟ یا داغ خانوادشون ساکن می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 16:46  توسط اولدوز  | 

توضیح و معذرت
می خواستم یه توضیح به دوستان بدم که من به همه ی دوستانی که لطف می کنن و به وبلاگم سر می زنن و وبلگ خودشون رو معرفی می کنن سر می زنم و وبلگشون رو هم با دقت می خونم ولی متاسفانه نمی دونم به چه دلیل کد تایید جهت کامنت گذاشتن ظاهر نمی شه! پس ازتون معذرت می خوام و گفتم که سوء تفاهم نشه!☺☻ شبی غمگین شبی بارانی و سرد* ♥♥♥♥ مرا در غربت فردا رها کرد♥♥♥♥ دلم در حسرت دیدار او ماند♥♥♥♥ مرا چشم انتظار کوچه ها کرد♥♥♥♥ تمام هستی ام بود و ندانست♥♥♥♥ که در قلبم چه آشوبی به پا کرد*
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 16:21  توسط اولدوز  | 

قدر مادرهامون رو بدونیم
داشتم برای آزمون می رفتم اصفهان.(که برا همین یه مدت نبودم و نتونستم آپدیت کنم و معذرت می خوانم)یه آقا و خانم (فرهنگی به نظر می رسیدند)بهمراه دو فرزندشون چند ماهه و 2 ساله.درست صندلی جلویی من نشستن.خانم با بچه هاش صندلی جلوی من و صندلی کنار اونا آقا نشست.
دختر بچه چند ماهه می خندید اونطور که صدای خندش بلند بود.
پسر بچه 2 ساله هم آروم با خواهرش بازی می کرد.
اتوبوس راه افتاد. چشمتون روز بد نبینه.این دختر بچه شروع به گریه کرد. اونم چه گریه ای مگه گریه اش بند می اومد.
بیچاره مادرش فقط تکونش می داد و نازش رو می کشید.اینجارو ببین.اونجا رو ببین.عزیزم !گلم !گریه نکن.
خلاصه اش کنم ساعت 5 عصر که راه افتادیم تا ساعت 12 شب (شایدم دیرتر)چند لحظه هم بچه رو از بغلش پایین نگذاشت تازه غرو لند های اون یکی بچه اش هم بود. همون موقع پسر بچه برای دومین بار از باباش آب خواست.باباهه رفت آب آورد بچه نخورد گفت نمی خوام .یکی دیگه بیار.همون موقع صدای شطرق بلند شد بچه آخه تو چی می گی؟
حالا بیا و درستش کن. دو تا بچه باهم صدای گریه سر دادند..من که از خنده روده بر شده بودم.هرچند دلمم برا خانومه می سوخت.
خانومه هم شو هرش رو دعوا می کرد که بچه رو چرا می زنی؟خودت می گی یچه! بچه است دیگه نمی فهمه.
بعدشم هردو بچه رو بغل کرد و با چه مصیبتی آرومشون کرد.
من اصلا قصد ندارم بگم کدوم کارشون درست بود و کدوم غلط.
فقط می خواستم دریای صبر و از خود گذشتگی مادر هارو بیان کرده باشم.

که برا بچه هاشون نه خسته می شن. نه عصبانی.نه کینه ای.و نه هیچ چیز دیگه ای.انگار فقط اومدن که خودشون رو وقف بچه هاشون کنن. شما چی می گید؟؟؟؟؟؟



2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:15  توسط اولدوز  | 

شعری از خیام+روش نگهداری از ماهی قرمزهای کوچولو
از من رمقی به سعی ساقی مانده است

وز صحبت خلق بی وفایی مانده است

از باده دوشین قدحی بیش نماند

از عمر ندانم که چه باقی مانده است

*ماهي قرمز کوچک يا همان ماهي طلايي (Goldfish) **از معمول ترين ماهي هايي است که در منزل مي توان از آنها نگهداري کرد. اين حيوان کوچک خانگي که بسيار جذاب و دوست داشتني است، در صورت مراقب مناسب مي تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگي کند. اما متاسفانه به خاطر قيمت ارزان آن، اغلب توجه لازم به آن نمي شود و در شرايط نامناسب نگهداري مي گردد، لذا بيش از چند ماه عمر نمي کند. بايد دانست که قيمت ارزان اين ماهي هاي زيبا نبايد با ارازن بودن جان اين موجودات زيبا اشتباه گرفته شود. لذا لازم است براي فراهم آوردن شرايط مناسب زندگي آنها، مواردي را رعايت کنيم. ظرف نگهداري اولين موضوعي که مي تواند به عنوان يک عامل مهم در عمر بيشتر ماهي موثر باشد، محل زندگي آن است. ظروفي که در آنها ماهي فروخته مي شود، اغلب کوچک است و نبايد اشتباه کرد و ماهي ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهي ها به اکسيژن موجود در آب احتياج دارند و اين اکسيژن از طريق سطح هوايي که با آب در تماس است وارد آب مي شود. هر چه سطح مقطع بالاي تنگ کوچک تر باشد، اکسيژن کمتري مي تواند وارد آب شود. پس سعي کنيد تا آنجا که ممکن است از ظروف کوچک براي نگهداري ماهي ها استفاده نکنيد. آب از آنجايي که ماهي در تمام طول عمر خود در آب مي باشد، لذا لازم است آبي که براي زندگي آن انتخاب مي کنيم داراي شرايط مناسب زندگي باشد. معمولا استفاده از آب شهري مشکل خاصي براي ماهي هاي قرمز ايجاد نمي کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب براي ظرف ماهي، بگذاريد يک دقيقه آب از شير برود. اين کار باعث مي شود برخي مواد شيميايي که احتمالا در لوله رسوب کرده اند بيرون بروند. براي اطمينان از خارج شدن موادي مانند کلر، بايد قبل از عوض کردن آب ماهي ها، بگذاريد که آب به مدت يک شبانه روز در ظرف بماند و بعد ماهي را داخل آن بيندازيد. همچنين اين عمل باعث مي شود که آب دماي محيط را گرفته و تغيير آن براي ماهي ها خطري در بر نداشته باشد. هرگز نبايد اجازه دهيد که آب ظرف ماهي ها کثيف شود، اين کار مي تواند باعث بيماري، کوتاهي عمر و در نهايت مرگ آنها شود. شما بايد در طول هفته يک يا دو بار آب ظرف ماهي ها را عوض کنيد. براي تعويض آب تنگ ماهي، هرگز آب را يک دفعه عوض نکنيد، بلکه با آرامش کامل، نيمي از آب ظرف را خالي کرده و سپس کم کم آب خالي شده از ظرف را با آبي که از يک روز قبل نگه داشته ايد(براي خارج کردن کلر آب) جايگزين کنيد. در هر صورت بايد سعي کنيد که کمترين استرس را به ماهي هاي کوچک منتقل کنيد. غذاي ماهي ماهي هاي قرمز کوچک، حيوانات بسيار سخت جاني هستند و هر چيزي را مي خورند. لذا به راحتي مي توانيد در شرايطي که غذاي مناسب در دسترس نداريد از خرده هاي نان، شيريني و ... به مقدار کم به عنوان غذا به آنها بدهيد. اما اگر در نگهداري آنها مبتدي هستيد به شما پيشنهاد مي شود از غذاهاي آماده آنها که ارزان قيمت هم مي باشد تهيه کنيد. فقط مطمئن باشيد که غذايي را که مي خريد مربوط به Goldfish مي باشد. ماهي هاي نيز مانند انسان به پروتئين، ويتامين و ... براي رشد و زندگي نياز دارند. در ارتباط با غذا دادن بايد دقت کنيد که دادن زياد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگي آب شده و براي ماهي ها خطراتي به همراه خواهد داشت. سعي کنيد به مقدار بسيار بسيار کم، در سه نوبت غذايي همانند خودتان به آنها غذا دهيد و مقدار آن بايد به گونه اي باشد که غذاي اضافي در آب نماند. دماي محيط بهترين دما براي زندگي اين ماهي ها از حدود 10 تا 25 درجه سانتيگراد مي باشد. دماي محيط هرگز نبايد به طور ناگهاني تغيير کند. اما تغيير تدريجي و ملايم دماي محيط يا آب براي آنها قابل تحمل مي باشد. نور ماهي هاي قرمز کوچک نيز همانند ساير حيوانات يا گياهان احتياج به نور خورشيد دارند. محل نگهداري آنها بايد به گونه اي باشد که تغيير روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها را در زير نور مستقيم و شديد آفتاب قرار ندهيد. ساير شرايط ريختن شن يا ماسه کف ظرف مي تواند حس بودن در منزل را براي اين ماهي ها بيشتر کند. دقت کنيد که بيش از دو يا سه سانتيمتر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد، چرا که در غير اين صورت مي تواند محيط خوبي براي رشد خزه و باکتري ها باشد. همچنين بايد از ماسه ايي استفاده کنيد که لبه هاي تيز نداشته باشد تا باعث زخمي شدن ماهي ها نشود. در اين رابطه هرگز از ماسه هاي رنگ شده استفاده نکنيد. بررسي رفتار ماهي حداقل روزي دو نوبت يک دقيقه اي به رفتار ماهي هاي خود توجه کنيد. به اين ترتيب مي توانيد حرکت هاي غير معمول آنها تشخيص دهيد. در صورت بروز مشکل در رفتار آنها اگر علاقمند باشيد مي توانيد از متخصصين نگهداري ماهي براي درمان آنها مشورت بگيريد. اما مطمئن باشيد اگر موارد بالا را رعايت کنيد مشکل خاصي براي آنها پيش نخواهد آمد*
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 13:35  توسط اولدوز  | 

سفر
*****سفر سخت است**** وهم جاده سرد است********* تنم مي لرزد از اين تيرگيها******** سفر يعني گسستن ، دل بريدن****** سفر يعني تو ماندي او دگر نيست****** سفر يعني و او را تا نديدن****** چه سخت است اين گسستن تا هميشه****** چه سخت است اين من و اين جمله بي "ما"****** گلويم بغض سنگيني نشسته****** دهانم باز خشك است و كويري****** به قلبم بي قراري خانه كرده****** تو را ديگر نخواهم ديد آري؟****** دگر با خود همي نالم هميشه****** تو رفتي و هياهو جمله مرده****** سفر كردي ز من تا ناكجا ها****** سفر كردي و ديدم زهر خند****** ستمها ، داغها ، سوز و جفاها****** كنون رفتي و خوش باشي هميشه****** دگر از تو نخواهم ديد رويي****** به قابت بينم آن عكس پر از مهر****** به جانم از تو مانده آرزويي******
2 نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:28  توسط اولدوز  | 

من نگاهم به نگاهت نگران است،
آسمان من دلم گرفته است! آسمان من دلم تنگ است! آسمان من نگاهم به نگاهت نگران است! تو مرا مي فهمي؟ تو مرا مي بيني؟ آسمان تو کجايي؟همه خوبان در تو اند ،تو کجايي؟ انتهايت را من هيچ نمي دانم!بلنداي قامتت را تصور نمي توانم. آسمان تو مرا مي بيني؟ خوب مي دانم ماه ، خورشيد ، ستاره،به دامان تو مي آرامند،! ليکن می پرسم، راست بگو! بچه بودم، پرسيدم:خدا کجاست؟ پس چرامن نمي بينم؟ مادرم گفت: او آنجاست ،در آسمان او تو را مي بيند/.. آسمان! راست بگو! خدا آنجاست؟ تو او را مي بيني؟ من نگاهم به نگاهت نگران است: من تو را مي فهمم!تو مرا مي فهمي؟ تو دروغ را مي فهمي؟ از دورويي هيچ مي داني؟ تو حسادت را، تهمت را و کلک را مي فهمي؟ هيچ از خودخواهي ،چيزي مي داني؟ هيچ از دل شکستن ،دل بريدن، فقر و غنا ،پول به گوشت خورده است؟ من نمي دانم، من نگاهم به نگاهت نگران است، ليکن، من اگر جاي به جايت داشتم ،پشت مي کردم به جهان نيرنگ تا نبينم هيچ، جز يکرنگي.
2 نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 17:27  توسط اولدوز  |