تبليغاتX
نم نم تا عشق
بهار
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:0  توسط اولدوز  | 

خدایا

خدایا

خداوندا

مرا از خودم وا رهان

از خود محوری ام

از خود خواهی ام

ازخود پرستی ام

خودیت نفس مرا خرد کن

و خود واقعی مرا در خودت غرق  کن

 

2 نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط اولدوز  | 

 
2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:25  توسط اولدوز  | 

دشواری یا آسان؟

 

نشاط آور یا تلخ و گزنده؟

تو همانی که هستی

نه با تو  توانم زیست و نه بی تو*(شاعری آلمانی)


میتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
 
پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن !



Qaragilə

Gəlmişəm otaqına oyadam səni,
Qara gilə, oyadam səni.
Nə gözəl xalq eyləmiş yaradan səni,
Qara gilə, yaradan səni.
Götürüb mən qaçaram aradan səni,
Qara gilə, aradan səni.

Qizil gül əsdi,
Səbrimi kəsdi,
Sil gözün yaşın, qara gilə,
Ağlama bəsdi.

*********

Təbrizin küçələri dolan ba dolan,
Qara gilə dolan ba dolan.
Əyər məni sevmirsənç get ayrı dolan.

Nə mənə qız qəhətdirç nə sənə oğlan,
Qara gilə, nə sənə oğlan.

Dərbənd aralı,
Könlüm yaralı,
Bir yar sevmişəm, qara gilə,
Təbriz maralı.

*ـ*


 

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:9  توسط اولدوز  | 

آمار و زندگی
دیر زمانی است که آمار عشق پایین آمده است

دیگر پول و مقام آماره بسنده برای تمامی پارامترهای زندگی شده است

دیگر در براورد زندگی توجهی به واریانس براوردگرمان نداریم مهم اینست که تابع درستنمایی منفعت طلبیمان ماکزیمم شود

دیگر در قضاوت هایمان احتمال خطا نمی دهیم چه برسد به دو نوع خطا

کاش می شد برای عشق بازه اطمینانی با ضریب اطمینان یک و کوتاهترین فاصله ساخت

کاش می شد تابع زیان زندگی مان همیشه مینیمم باشد

و کاش می شد دلهایمان انقدر بزرگ بود که بتوان همه چیز را مثل توزیع نرمال ساده و یکرنگ دید

خداوند با من است و من با او محتاج به هیچ کس نخواهم بود(انجیل)

 

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 12:16  توسط اولدوز  | 


در عشق زندگی کردن ,بزرگترین مبارزه زندگی است

چرا که در راه عشق غروری وجود ندارد

(لویی بو نو ئل)

 

 

 

 

 

سخن به عشق تست که این دل می تپد ,ترانه می سراید

دلم سخن از آفتاب عشق می زند اما کسانی هستند که از نور می گریزند

و وقتی به هم می رسند برای دوست داشتن هی بهانه می آورند*

 

 

 

 رازقی پر پر شد

 

تو به خاک افتادی

 

 

کمر عشق شکست

 

 

ما نشستیم و تماشا کردیم

 

دلم می خواد گریه کنم

 

برای قتل عام گل

 

برای مرگ بوسه ها

 

 

برای مرگ رازقی *

 

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 12:6  توسط اولدوز  | 


گفتی شتاب رفتن من از برای تست

آهسته تر برو که دلم زیر پای تست

ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی

رفتی بسوز اینهمه آتش سزای تست *

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:51  توسط اولدوز  |