تبليغاتX
نم نم تا عشق
Be Easy On Yourself
بر خود سخت مگير.
Our days can sometimes be very confusing.
گاه بسيار آشفته ايم و سر در گم ،
We seems to have too many things to do
گويي كوهي از از كارها در برابر ماست،
too many problems to slove
و گره هاي بسيار كه بايد گشود .
and not enough time to accomplis everything.
و زمان كافي براي اين همه فراهم نيست .
We tend to forget that each day is a beautiful
گويي فراموش مي‌كنيم كه هر روز معجزه زيبايي است ،

and there is much love and enjoyment to be experienced
سرشار از عشق و شادي .
you don't have to solve every problem or accomplish all your goals in one day
مجبور نيستي تمام گره ها را يكروزه باز گشايي و تمام هدفها را ، يكباره نشانه روي .
finish what you can today
امروز همان كن كه مي‌تواني ،

and leave the rest for tomorrow .
و باقي را گو كه فردايي هست .
allow yourself time to relax ,time to be with your friends and loved ones,
براي آسايش خود ، بودن با دوستان و عزيزان ،

time to play , and time to sit in the sunshine ,
بازي و تفريح و نشستن در زير آفتاب ، وقتي را برگزين .
be easy on yourself, and you will find yuor problems are easier to solve
بر
خود سخت نگير تا ببيني كه سختي ها چگونه آسانتر مي‌شوند و
and that you can accomplish more with your time .
چگونه مي‌تواني كارهاي بيشتري را پيش ببري .
and you will also find that your life is more peaceful
و نيز دريابي كه زندگي اينگونه با آرامشي بيشتر مي‌گذرد .
your days are more fun ,and that you are happier
و روزها شادمانه تر به شب مي‌رسند ،
and more content
و تو خود سرزنده تري و راضي تر
2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:20  توسط اولدوز  | 

عشق اما تا کجا؟
*بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دل

   جان و دل من تویی ای دل و ای جان من

*با یزید گفت:

خلق را پنجاه سال به او دعوت کردم و اجابت نکردند.ایشان را رها کردم و تنها به سوی او رفتم.دیدم که آنان پیش از من بدآنجا رسیده بودند.

 


هوا سنگین است دلم سنگین تر

بی کس نیست

لیکن بی کس ترین منم

صدای آب می آید

بی هوا راهی می شوم

اما کجا ؟

این فقط صداست....فقط صدا. . . فقط صدا. . .فقط صدا. . .


سر شار از لطافت ,لبریز از عطوفت

آرام و بی صدا چو سر خوردن شبنم چو غنچه گل سرخ 

به آرامش صحرا بر قلب من نشستی

ناگاه تو رمیدی

چو اسب سر کش دشت

چو موج سخت طوفان

 

 

چون ابر گریه کردم

در ماتم حضورت

 

 

 

 

 

 

عشق فرزانگی ابلهان و دیوانگی عاقلان است

 

(ساموئل جانسون)

Love

is the wisdom of the fool and the folly of the wise

(samoel jansone)

 

 

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:5  توسط اولدوز  | 


*اوست مهربانترين

اوست مهربانترين مهربانان ...

 

 

وقتي که تنهاي تنها مي شوي ؛

 

 

وقتي که دوستانت ، آنها که نيازمند ياريشان هستي  ، درست در حساس ترين نقطه رهايت مي کنند ؛

 

 

وقتي که در دست همانان که پشتوانه و پشتگرمي محسوبشان مي کردي ، خنجري مي بيني ؛

 

 

وقتي زير سنگي که به استواري اش سوگند مي خوردي و تکيه گاهش مي شمردي ،

 

 

ماري خفته مي بيني که در تکان حادثه از خواب جهيده است ؛

 

 

وقتي که امواج امتحان ، خاشاک دوستي هاي سطحي را مي ربايد

 

 

و لجن متعفن خودخواهي و منفعت طلبي را عريان مي سازد ؛

 

 

وقتي که هيچ تکيه گاهي برايت نمي ماند و هيچ دستي خالصانه به دوستي گشاده نمي گردد ؛

 

 

يک ملجا و اميد و پناهگاه مي ماند که هيچ حادثه اي نمي تواند او را از تو بگيرد .

 

 

او حتي در مقابل بدي هاي تو خوبي مي آورد و روي زشتي هاي تو پرده ي اغماض مي افکند .

 

 

اگر بداني که محبت و اشتياق او به تو چقدر است بند بند تنت از هم مي گسلد ...

 

 

حتماً دانسته اي او کيست...

 

 

پس چرا در انتها به او برسي ؛ از او آغاز کن !!!

 

 

بيش و پيش از همه خدا را دوست بگير..


عشق تنها کار بی چرای عالم است

چه آفرینش بدان پایان می گیرد

معشوق من چنان لطیف است که خود را به بودن نیالوده است

که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد

نه معشوق من می بود(شریعتی)



 


2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 12:48  توسط اولدوز  | 

*عالمی می گه:

 

بجای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی بیفروز...

 

*زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی باز گشت کز برایش می توان از جان گذشت

**********************************************

 

آه آه از سکوت تا کی سکوت؟ می خواهم فریاد برکشم فریاد خواستن ها و نخواستن ها

می ترسم از بغضی که نا بهنگام گلویم را بفشرد

و فریاد اعتراضم را نزاده در گلو خفه کند

من زن فریادم نه اهل سکوت

و چه سخت است پذیرفتن سکوت قبل از هر فریادی . . .






من از هجر و جفا و بی وفایی شکوه نمی کنم

می نالم از قدر نشناسی موهومی که نه قدر خودم

نه قدر دلم نه قدر محبت بی طمع ام

و نه قدر پاکترین حساسم را ندانست



 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 12:29  توسط اولدوز  | 

خدایا...

آنگاه که تنها می شویم به یاد تو می افتیم و آنگاه که به سختی گرفتار می شویم تازه می فهمیم که خدایی داریم...

کمکمان کن کمکمان کن تا بدانیم که تو هر لحظه و در هر ثانیه با مایی...

همیشه و همیشه

  ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

دیشب گله از زلف سیاهش کردم

گله از بود ونبودش ز غیابش کردم

حرفها گفتم ز چشمان سیاهش

گله از بهر کمان ابروانش کردم

گریه کردم خنده کردم تا بماند

سر به پا نهاده خواهش کردم

رو به معبود دلم می کردم

ناله زاری کردم هی نیایش کردم

خواست تا برود صدایش کردم باز گریه باز خنده باز خواهش

سر بر آستین دلش نهادم التماسش کردم

گفت : عشق بی وصال مقدس تر

باز صدایش کردم رخ برافروخت جان فدایش کردم

 

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:54  توسط اولدوز  | 

زندگی جاریست...

بنام او که خالق زندگی است..

زندگی اولین نعمتی است که از خالق توانا می گیریم... در حفظش بکوشیم...

در چگونه زیستن خود تجدید نظر کنیم...

و نهایت استفاده را از این موهبت الهی ببریم...

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:45  توسط اولدوز  |