تبليغاتX
نم نم تا عشق
نم نم تا عشق

 
 
اولدوز

این یه وبلاگ شخصی و مطالب اون بغیر از اونایی که نشاندار شدن از خودمه
تقدیم به همه اونایی که دلشون هنوز در راه عشق و انسانیت می تپد.


حضورش در زندگیمان ساری و جاریست
کافیست خوب ببینیم اما با چشمانی بسته
چشم و گوش و تمام حواس پنجگانه تان را متوقف کنید
و با آرامش روحتان را پرواز دهید
آری او همانجاست
به همین سادگی!!
n_hami702@yahoo.com

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

سینما روز

به نام دوست

امید به خدا

Nemayeshgahe Majazi

Nemayeshgahe Majazi

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

ایران ای وطن من....

سخنانی از بزرگان

شعری از امیر خسرو دهلوی

A world of Salt

Namayeshgahe Majazi

Nature

ساقی

yalan donya

sunset

waiting

 

نويسندگان

اولدوز

 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

ایران ای وطن من....

اینجا ایران است کشوری آزاد با نمدنی چندین هزار ساله.
اما:
اینجا هر کسی ساز خود را میزند.
اینجا هر کسی برای خود و بنفع خود هرچه می خواهد می سازد.
در علم آمار اینجا تحلیل داده ها را می سازد نه داده ها تحلیل را.
اینجا هر کسی به سبک خود قانون را تعبیر می کند.
و اما:
اینجا احترام بنظر مخالف معنی ندارد چون اصولا مخالف باید سرکوب شود و از مسیر برداشته.
اینجا ایرانی اسلامی است.اینجا دروغ حرام شمرده می شود ولی سیاست ما اجین با دروغ است و غیر قابل تشخیص.
اینجاقانون را هر کسی هر جوری خواست تفسیر میکند که به نفعش باشد و از از آن بهره ببرد.
اینجا ایران است و یک انتخابات و یک مردم درمانده ….
و یک عالمه آمار ساخته شده …
بکدامیمن سو و به کدامیمن جهت؟؟؟؟
اینجاست 
که دروغ پردازان آمار دروغ می سازند و آمار بی اعتبار میشود.
اینجاست که اعتماد ها برداشته می شوند و گفته ها بی اعتبار…
و اینجاست که باید تفکر کرد و انتخاب کرد:
 آمار را رها کنید و به شهود عینیتان بپردازید .
کشوری که مدیریت و برنامه ریزی نداشته باشد امار به چه دردش می خورد
آمار را رها کنید و به آنچه می بینید و در گذشته دیده اید و یا شنیده اید عمل کنید.
چون اینجا ایران است.

وطن ما

دوشنبه هجدهم خرداد 1388 |

 

سخنانی از بزرگان

نامداران ابتدا از نام خويش گذشته اند . ارد بزرگ

************

بهترين سياست صداقت است. سروانتس

**************

بركت عمر را در روشنايي چشم و فرح دل را در مشاهده نيكوان دانيد . عبيد زاكاني

***********

از پس پشيماني مي توان راههاي تازه ايي را براي نجات يافت . ارد بزرگ

***********

زندگي يعني جستجوي دائم . لامارتين

**************

تنهايي در بهشت هم ارزشي ندارد . برنارد دوسن پير

***********

بزرگداشت توان نيروهاي جوان را نيز دو چندان مي كند . ارد بزرگ

************

هرگاه بتوانم بعد از هر شكست لبخند بزنم شجاع خواهم بود. ناپلئون بناپارت

*************

پنجشنبه هفتم خرداد 1388 |

 

شعری از امیر خسرو دهلوی

بهار پرده بر انداخت روی نیکو را                  نمونه گشت جهان بوستان مینو را
یکی در ابر بهاری نگر ز رشته‌ی صبح                 چگونه می‌گسلد دانه‌های لولو را
سفر چگونه توان کرد در چنین وقتی                     ز دست چون بتوان داد روی نیکو را
به باغ غرقه‌ی خون است لاله دانی چیست           ز تیغ کوه بریده است روزگار او را
بیا که تا به چمن در رویم و بنشینیم                         ببوی گل بکف آریم جام گلبو را

شنبه دوم خرداد 1388 |

 

A world of Salt

این چیه؟
--خوب معلومه عکس یه بچه اس دیگه؟
نه بهتر نگاه کن. یعنی دقیق تر نگاه کن.
--خوب یه بچه ی خوشگل .
دقیق تر!!
--وای چقدر هم نازه.با نمک. شیرین.
حالا با نمک یا شیرین؟کدوم؟ولی ازت می خوام که دقیق تر بشی؟
--(سکوت)
باز هم فکر کن.
--دارم به این فکر میکنم که این بچه چقدر زود بزرگ میشه.
--مثل خود ما.چقدر زود بزرگ شدیم.
--حیف که این گل خوشگل زود بزرگ می شه.جوون می شه 
ایناش که خوبه؟
--اره ایناش خوبه بدیش اینه که زود هم پیر میشه.
اما من منظورم چیز دیگه بود؟
--بابا کشتی مارو.منظورت چی بود؟؟؟.
من منظورم راز این آفرینش.خدا چقدر کریمانه این همه زیبایی به انسان می بخشد.بچگی هامون یادتونه.هممون این نمک رو داشتیم.خدا بی هیچ منتی فقط می بخشد.فقط عطا می کند.بی هیچ چشم داشتی.
حتی انتظار تشکر هم نداره.
درسته انسان پیر می شه اما مهم اینه که در ازای چیزی که از دست میده چی بدست می آره.
جوونی میده چی میگیره.مواظب باشیم که جوونی مون رو با چی مبادله می کنیم.

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |

 

Namayeshgahe Majazi




WWW.payiz1325.blogfa.com

in yeki az tablohaye khaharame.baraye didane baghie tabloha
az ghesmate peyvandha ruye Nemayeshgahe Majazi kelik konid

....

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 |

 

Nature

شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 |

 

ساقی

*ساقی بده آن باده که تا مست شوم

 

چون مست شوم به کلی از دست شوم

 

بگذار که تا مست شوم - مست شوم

 

در سایه ی نور رخ تو هست شوم

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 |

 

yalan donya

***Ermi besh yashindayam
Ghojalmisham Ghojalmisham

Azizim goub gedib
 tak galmisham,tak galmisham.

Azizim doymadim sanan
 na tez mannan doyub gedun.


Ajab galjak bu bonbasta
Bani yagiz guub gedun

Neynayim man bu donyada
Gunum bakhtim kimi gara
Yalan donya yalan donya
Bizi darda salan donya
 

Ay bu daghlar bashina
Yazi yazdim dashina

Galib gedan okhusun
Nalar galdi bashima


bu donya fani di fani
Bu donya da galan hani?


Hazrate solemani
 dashli takhtan Salan doya
Gal azizim azizim gal
Guzum galdi bu yollarda

Yalan donya yalan donya
Bizi darda salan donya

 



چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 |

 

sunset

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 |

 

waiting

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 |

 

برای زندگی2

-مادرم یادم داده 
- سعی کنم تا می تونم دروغ نگم.
- اگه کسی آزردم اگه عذر خواست ببخشمش!
- هیچ کس رو آزرده نکنم شاید اون هرگز نبخشه!
- برا کسی خودمو نگیرم و برا کسی خودمو کم نگیرم.
- اگه در عمق سختی هم باشم از خدا ناامید نشم.
- اگه برا کسی کاری از دستم بر می آد حدالامکان کوتاهی نکنم.
- اگه کسی بد کرد دنبال تلافی نباشم.
- کینه ای نباشم چون قبل از همه خودم پیر می شم.
- زیبایی ظاهر و درون باهم ارزشمنده!
- مهربان باشم و خوبی کسی رو فراموش نکنم و خوبیشو جبران کنم.
- از خوشبختی دیگران خوشحال بشم نه ناراحت.
.....
.
.
.
.
روزگار یادم داده
- همه ی انسانها خوب نیستن همشونم بد نیستن! 
- بعضی رفقا نارفیقن بعضیا تا آخر عمر باهاتن.
- شانس واقعیت داره!
- بعضیا بخاطر خودشون از خیلی چیزا می گذرن
و بعضیا بخاطر خیلی چیزا از خودشون می گذرن.
- تنهایی بعضی وقتا وحشتناکه و بعضی وقتا واقعا ضروریه!
- بعضی وقتا آدم با بچه ها و سالخورده ها باشه روحش تازه می شه!
- هیچ وقت برا موندن کسی التماس نکنم اما می تونم دعا کنم.
- در بیان احساسم تعارف نکنم. 
-زیبایی درون بتنهایی خیلی ارزشمندتر از زیبایی ظاهری بتنهاییست.
- خانواده تنها مامنی است که می تونم همیشه پناه ببرم.
- اونایی رو که دوستشون دارم اگه مجبور شدن تنهام 
بزارن یا تنهاشون بزارم هیچ وقت فراموش نکنم.هیچ وقت.
- هر کاری بکنم و به هر جایی برسم نباید دل به دنیا ببندم.
- به هر کسی اعتماد نکنم.
- بعضی شانسها فقط یکبار در خونه آدم رو می زنه ولی همون شانسها اگه هیچ وقت در نزنن بهتره.
- بعضی وقتا آدم تمام زندگیشو بخاطر یه آدم می ده. بعضی وقتا تمام زندگیشو برای کسی بهانه میاره.
- غصه آدما هیچوقت برای همیشه نمی مونه. اما رد پای بعضیاشون همیشه هست.
- اگه زمین خوردم منتظر کسی برا گرفتن دستم نباشم - این خودمم که باید بلند شم.
- بعضی وقتا تو خوشبختی خیلیها بدبختی نهفته وجود داره و در بدبختی خیلی ها خوشبختی.
حق کسی رو نخورم و اگه کسی حقم رو خورد تا ازش نگرفتم ولش نکنم.-
- زیر بار حرف زور نرم.حرف حق رو قبول کنم .جرات اعتراف داشته باشم.
انتقاد های سازنده رو بپذیرم تا رشد کنم.


پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 |

 

برای زندگی

***The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی


for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند


for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity
برای دستان شما بخشش

for heart is love 
برای قلب شما عشق

and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست


No one can go back and make a brand new startهیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
Anyone can start from now and make a brand new ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه





God didn't promise days without pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter, without sorrow, sun without rain
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way
و چراغ راهمون میشه


Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن


Move on
به راهت ادامه بده


When you feel down because you didn't get what you want just sit tight 
and be happy
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو

because God has thought of something better to give you
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده


When something happens to you, good or bad
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست


There's a purpose to life's events
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too hard
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری


You can't make someone love you
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه


It's better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی


We spend too much time looking for the right person to love 
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead
باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم


Never abandon an old friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take their place
                                           چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت   








        
ordibehesht galir,gozalikh bizi ozuna saslir,
yadan chikhatmiakh  ordibehesht guzalikh gatirir guzalighinan javab geytarakh  
....

اردیبهشت می آید و زیبایی ما را به خود فرا می خواند.
 یادمان نرود اردیبهشت برایمان زیبایی می آورد جز با زیبایی پاسخش ندهیم......
 

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 |

 

عاشقانه

من نه از گلایه که عاشقانه باز بسویت می آیم.
آنگاه که گنجشککان آوای صبح سر دهند.آنگاه که جیرجیرک در خاموشی شب صدایش را به طبق نمایش گذارد, آنگاه که همه خوابند,آنگاه که در همهمه ی دویدنهای مکرر ,در هیاهوی شلوغ شهرنشینی همه در خواب عظیم تری بسر برند,
تو از فراسوهای مکان و زمان میبینی ام!می شنوی ام!تو یک بهانه ای! نه تو تنها بهانه ای برای یک زندگی!

آگر زیبا یم از تست و اگر زشت م از عقده های فرو انسانی خودم!
اگر خوبم تو خوبم کرده ای و اگر بد م از هوای نفسی است که خود پروریدم!
تنها ماوای زندگی ام!من نه خوشم بی تو,من زنده ی مرده ام اگر تو را نداشته باشم.
با من باش .در وجودم جاری شو!دستانم رابگیر!غرق تماشایم کن!طعم حضورت را باز به من بچشان!

بی تو خیلی تنهایم!و با تو هیچ وقت و هیچ جا تنها نخواهم بود.

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 |

 

ترانه ای از همای-ترانه ای از شجریان

آندم که مرا می زده بر خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید

 
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هرقدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغرو میخانه و ساقی نشناسم
 برپایه پیمانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم
از آتش دوزخ نهراسم نهراسم












ترانه زیر رو شجریان در بزرگداشت مقام سعدی خونده
به نظر من خیلی زیبا می خونه آهنگسازیشم واقعا عالیه.اگه تصویریشو پیدا کردین خیلی خوبه.

بسم از هوا گرفتن   
که پری نماند و بالی

به کجا روم ز دستت
که نمی دهی مجالی

نه ره گریز دارم
نه طریق آشنایی

چه غم افتاده ای را 
که تواند اختیاری

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آنکه روزی به کف افتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازی سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشدهمه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چه نارسید عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتباهی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به ق
یامت اتصالی

یکشنبه سی ام فروردین 1388 |

 

نوش دارو پس از مرگ سهراب

چند روز پیش یکی از سرویس های دانشگاه آزاد تبریز دچار ترمز بریدگی می شه ودر اثر تصادف  2 تن از دانشجویان دختر به طرز وحشتناکی جانشون رو از دست می دن!

اتوبوس حامل دانشجویان اولا اتوبوسی بوده که 2 سال پیش از همین اتوبوس در اثر باز شدن در آن یکی از دانشجویان فوت شده بوده.و ثانیا همگی شاهدیم که در چنین سرویس هایی شاید بیش از دو برابر ظرفیت اتوبوس بیچاره و فرسوده از آن استفاده می شود.

پس از فوت دختران بیچاره بود که بر اثر اعتراض کوبنده و تعطیلی دانشگاه چندین سرویس مجهز و نو در اختیار آنان قرار می گیرد. و این نوش دارویی است که پس از مرگ سهراب می رسد.حتما باید چندین خانواده داغدار شوند تا کسی از مسئولین در هر سمت و پستی به خود حرکت دهد اونم لابد بیشتر از ترس منصبش.

در هر حال این دو دختر بیگناه قربانی عقب افتادگی و فرهنگ بد جامعه خود شدند تا ما همچنان همه چیز را تعطیل و چشم به انرژی هسته ای مان بدوزیم که روزی می رسد و اتوبوس های کهنه نو می شوند! جاده های خراب درست می شوند!فرهنگ خودمان اصلاح می شود!!!فقط نمی دونم آیا آدمهایی که جانشون رو از دست می دهند هم  بر می گردن؟ یا داغ خانوادشون ساکن می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شنبه بیست و نهم فروردین 1388 |

 

توضیح و معذرت

می خواستم یه توضیح به دوستان بدم که من به همه ی دوستانی که لطف می کنن و به وبلاگم سر می زنن و وبلگ خودشون رو معرفی می کنن سر می زنم و وبلگشون رو هم با دقت می خونم ولی متاسفانه نمی دونم به چه دلیل کد تایید جهت کامنت گذاشتن ظاهر نمی شه! پس ازتون معذرت می خوام و گفتم که سوء تفاهم نشه!☺☻ شبی غمگین شبی بارانی و سرد* ♥♥♥♥ مرا در غربت فردا رها کرد♥♥♥♥ دلم در حسرت دیدار او ماند♥♥♥♥ مرا چشم انتظار کوچه ها کرد♥♥♥♥ تمام هستی ام بود و ندانست♥♥♥♥ که در قلبم چه آشوبی به پا کرد*

شنبه بیست و نهم فروردین 1388 |

 

قدر مادرهامون رو بدونیم

داشتم برای آزمون می رفتم اصفهان.(که برا همین یه مدت نبودم و نتونستم آپدیت کنم و معذرت می خوانم)یه آقا و خانم (فرهنگی به نظر می رسیدند)بهمراه دو فرزندشون چند ماهه و 2 ساله.درست صندلی جلویی من نشستن.خانم با بچه هاش صندلی جلوی من و صندلی کنار اونا آقا نشست.
دختر بچه چند ماهه می خندید اونطور که صدای خندش بلند بود.
پسر بچه 2 ساله هم آروم با خواهرش بازی می کرد.
اتوبوس راه افتاد. چشمتون روز بد نبینه.این دختر بچه شروع به گریه کرد. اونم چه گریه ای مگه گریه اش بند می اومد.
بیچاره مادرش فقط تکونش می داد و نازش رو می کشید.اینجارو ببین.اونجا رو ببین.عزیزم !گلم !گریه نکن.
خلاصه اش کنم ساعت 5 عصر که راه افتادیم تا ساعت 12 شب (شایدم دیرتر)چند لحظه هم بچه رو از بغلش پایین نگذاشت تازه غرو لند های اون یکی بچه اش هم بود. همون موقع پسر بچه برای دومین بار از باباش آب خواست.باباهه رفت آب آورد بچه نخورد گفت نمی خوام .یکی دیگه بیار.همون موقع صدای شطرق بلند شد بچه آخه تو چی می گی؟
حالا بیا و درستش کن. دو تا بچه باهم صدای گریه سر دادند..من که از خنده روده بر شده بودم.هرچند دلمم برا خانومه می سوخت.
خانومه هم شو هرش رو دعوا می کرد که بچه رو چرا می زنی؟خودت می گی یچه! بچه است دیگه نمی فهمه.
بعدشم هردو بچه رو بغل کرد و با چه مصیبتی آرومشون کرد.
من اصلا قصد ندارم بگم کدوم کارشون درست بود و کدوم غلط.
فقط می خواستم دریای صبر و از خود گذشتگی مادر هارو بیان کرده باشم.

که برا بچه هاشون نه خسته می شن. نه عصبانی.نه کینه ای.و نه هیچ چیز دیگه ای.انگار فقط اومدن که خودشون رو وقف بچه هاشون کنن. شما چی می گید؟؟؟؟؟؟



چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |

 

شعری از خیام+روش نگهداری از ماهی قرمزهای کوچولو

از من رمقی به سعی ساقی مانده است

وز صحبت خلق بی وفایی مانده است

از باده دوشین قدحی بیش نماند

از عمر ندانم که چه باقی مانده است

*ماهي قرمز کوچک يا همان ماهي طلايي (Goldfish) **از معمول ترين ماهي هايي است که در منزل مي توان از آنها نگهداري کرد. اين حيوان کوچک خانگي که بسيار جذاب و دوست داشتني است، در صورت مراقب مناسب مي تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگي کند. اما متاسفانه به خاطر قيمت ارزان آن، اغلب توجه لازم به آن نمي شود و در شرايط نامناسب نگهداري مي گردد، لذا بيش از چند ماه عمر نمي کند. بايد دانست که قيمت ارزان اين ماهي هاي زيبا نبايد با ارازن بودن جان اين موجودات زيبا اشتباه گرفته شود. لذا لازم است براي فراهم آوردن شرايط مناسب زندگي آنها، مواردي را رعايت کنيم. ظرف نگهداري اولين موضوعي که مي تواند به عنوان يک عامل مهم در عمر بيشتر ماهي موثر باشد، محل زندگي آن است. ظروفي که در آنها ماهي فروخته مي شود، اغلب کوچک است و نبايد اشتباه کرد و ماهي ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهي ها به اکسيژن موجود در آب احتياج دارند و اين اکسيژن از طريق سطح هوايي که با آب در تماس است وارد آب مي شود. هر چه سطح مقطع بالاي تنگ کوچک تر باشد، اکسيژن کمتري مي تواند وارد آب شود. پس سعي کنيد تا آنجا که ممکن است از ظروف کوچک براي نگهداري ماهي ها استفاده نکنيد. آب از آنجايي که ماهي در تمام طول عمر خود در آب مي باشد، لذا لازم است آبي که براي زندگي آن انتخاب مي کنيم داراي شرايط مناسب زندگي باشد. معمولا استفاده از آب شهري مشکل خاصي براي ماهي هاي قرمز ايجاد نمي کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب براي ظرف ماهي، بگذاريد يک دقيقه آب از شير برود. اين کار باعث مي شود برخي مواد شيميايي که احتمالا در لوله رسوب کرده اند بيرون بروند. براي اطمينان از خارج شدن موادي مانند کلر، بايد قبل از عوض کردن آب ماهي ها، بگذاريد که آب به مدت يک شبانه روز در ظرف بماند و بعد ماهي را داخل آن بيندازيد. همچنين اين عمل باعث مي شود که آب دماي محيط را گرفته و تغيير آن براي ماهي ها خطري در بر نداشته باشد. هرگز نبايد اجازه دهيد که آب ظرف ماهي ها کثيف شود، اين کار مي تواند باعث بيماري، کوتاهي عمر و در نهايت مرگ آنها شود. شما بايد در طول هفته يک يا دو بار آب ظرف ماهي ها را عوض کنيد. براي تعويض آب تنگ ماهي، هرگز آب را يک دفعه عوض نکنيد، بلکه با آرامش کامل، نيمي از آب ظرف را خالي کرده و سپس کم کم آب خالي شده از ظرف را با آبي که از يک روز قبل نگه داشته ايد(براي خارج کردن کلر آب) جايگزين کنيد. در هر صورت بايد سعي کنيد که کمترين استرس را به ماهي هاي کوچک منتقل کنيد. غذاي ماهي ماهي هاي قرمز کوچک، حيوانات بسيار سخت جاني هستند و هر چيزي را مي خورند. لذا به راحتي مي توانيد در شرايطي که غذاي مناسب در دسترس نداريد از خرده هاي نان، شيريني و ... به مقدار کم به عنوان غذا به آنها بدهيد. اما اگر در نگهداري آنها مبتدي هستيد به شما پيشنهاد مي شود از غذاهاي آماده آنها که ارزان قيمت هم مي باشد تهيه کنيد. فقط مطمئن باشيد که غذايي را که مي خريد مربوط به Goldfish مي باشد. ماهي هاي نيز مانند انسان به پروتئين، ويتامين و ... براي رشد و زندگي نياز دارند. در ارتباط با غذا دادن بايد دقت کنيد که دادن زياد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگي آب شده و براي ماهي ها خطراتي به همراه خواهد داشت. سعي کنيد به مقدار بسيار بسيار کم، در سه نوبت غذايي همانند خودتان به آنها غذا دهيد و مقدار آن بايد به گونه اي باشد که غذاي اضافي در آب نماند. دماي محيط بهترين دما براي زندگي اين ماهي ها از حدود 10 تا 25 درجه سانتيگراد مي باشد. دماي محيط هرگز نبايد به طور ناگهاني تغيير کند. اما تغيير تدريجي و ملايم دماي محيط يا آب براي آنها قابل تحمل مي باشد. نور ماهي هاي قرمز کوچک نيز همانند ساير حيوانات يا گياهان احتياج به نور خورشيد دارند. محل نگهداري آنها بايد به گونه اي باشد که تغيير روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها را در زير نور مستقيم و شديد آفتاب قرار ندهيد. ساير شرايط ريختن شن يا ماسه کف ظرف مي تواند حس بودن در منزل را براي اين ماهي ها بيشتر کند. دقت کنيد که بيش از دو يا سه سانتيمتر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد، چرا که در غير اين صورت مي تواند محيط خوبي براي رشد خزه و باکتري ها باشد. همچنين بايد از ماسه ايي استفاده کنيد که لبه هاي تيز نداشته باشد تا باعث زخمي شدن ماهي ها نشود. در اين رابطه هرگز از ماسه هاي رنگ شده استفاده نکنيد. بررسي رفتار ماهي حداقل روزي دو نوبت يک دقيقه اي به رفتار ماهي هاي خود توجه کنيد. به اين ترتيب مي توانيد حرکت هاي غير معمول آنها تشخيص دهيد. در صورت بروز مشکل در رفتار آنها اگر علاقمند باشيد مي توانيد از متخصصين نگهداري ماهي براي درمان آنها مشورت بگيريد. اما مطمئن باشيد اگر موارد بالا را رعايت کنيد مشکل خاصي براي آنها پيش نخواهد آمد*

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |

 

سفر

*****سفر سخت است**** وهم جاده سرد است********* تنم مي لرزد از اين تيرگيها******** سفر يعني گسستن ، دل بريدن****** سفر يعني تو ماندي او دگر نيست****** سفر يعني و او را تا نديدن****** چه سخت است اين گسستن تا هميشه****** چه سخت است اين من و اين جمله بي "ما"****** گلويم بغض سنگيني نشسته****** دهانم باز خشك است و كويري****** به قلبم بي قراري خانه كرده****** تو را ديگر نخواهم ديد آري؟****** دگر با خود همي نالم هميشه****** تو رفتي و هياهو جمله مرده****** سفر كردي ز من تا ناكجا ها****** سفر كردي و ديدم زهر خند****** ستمها ، داغها ، سوز و جفاها****** كنون رفتي و خوش باشي هميشه****** دگر از تو نخواهم ديد رويي****** به قابت بينم آن عكس پر از مهر****** به جانم از تو مانده آرزويي******

سه شنبه چهارم فروردین 1388 |

 

من نگاهم به نگاهت نگران است،

آسمان من دلم گرفته است! آسمان من دلم تنگ است! آسمان من نگاهم به نگاهت نگران است! تو مرا مي فهمي؟ تو مرا مي بيني؟ آسمان تو کجايي؟همه خوبان در تو اند ،تو کجايي؟ انتهايت را من هيچ نمي دانم!بلنداي قامتت را تصور نمي توانم. آسمان تو مرا مي بيني؟ خوب مي دانم ماه ، خورشيد ، ستاره،به دامان تو مي آرامند،! ليکن می پرسم، راست بگو! بچه بودم، پرسيدم:خدا کجاست؟ پس چرامن نمي بينم؟ مادرم گفت: او آنجاست ،در آسمان او تو را مي بيند/.. آسمان! راست بگو! خدا آنجاست؟ تو او را مي بيني؟ من نگاهم به نگاهت نگران است: من تو را مي فهمم!تو مرا مي فهمي؟ تو دروغ را مي فهمي؟ از دورويي هيچ مي داني؟ تو حسادت را، تهمت را و کلک را مي فهمي؟ هيچ از خودخواهي ،چيزي مي داني؟ هيچ از دل شکستن ،دل بريدن، فقر و غنا ،پول به گوشت خورده است؟ من نمي دانم، من نگاهم به نگاهت نگران است، ليکن، من اگر جاي به جايت داشتم ،پشت مي کردم به جهان نيرنگ تا نبينم هيچ، جز يکرنگي.

یکشنبه دوم فروردین 1388 |

 

بایرامیز مبارک

تازا ایل بایرامی هامیزا مبارک اولسون

جمعه سی ام اسفند 1387 |

 

خدایا

خدایا به من بیاموز که بی یاد تو دمی حق زیستن ندارم بی تو دمی توان زیستن ندارم و بی عشق تو شوقی برای زیستن ندارم پس با من باش! تا ابد! تا ابد!

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 |

 

spring

The spring comes stealthy; our hearts hear kind call from nature.
Nature calls and invites us to smile.
Smile to unit-color, smile to green color, smile to truth,
Forgive what had happened and had made you upset.
Forgive evil, and hope to kindness.
Remember your friends that have forgiven.
Spring is coming and inviting us to help each other.
Spring is our guest, and we are guests for spring.
Spring loves nature and what is in.
Then spring loves me, you, and the entire human.
It’s raining and living and kindness grow with it. 
Then it isn’t prepared to be inattentive.

THE SPRING CALLES US, HEAR WHAT SHE WANT TO SAY?

◘ WITH BEST WISHES FOR YO
U IN NEW YEAR◘ 

✏ ÜLDÜZ
♥♥♥♥♥♥


شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 |

 

شعری از قیصر امین پور

دردواره

دردهای من جامه نیستند

تا زتن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته سخن در آورم

نعره نیستند        

                  تا ز نای جان بر آورم

 دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

من تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم 

                                        درد می کند

انحنای روح من

               شانه های خسته ی غرور من 

                  تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است

        کتف گریه های بی بهانه ام

      بازوان حس شاعرانه ام 

                                  زخم خورده است.

دردهای پوستی کجا؟

درد دوستی کجا؟

پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 |

 

آشنا

آشنایی به دیدارم آمده است. آشنا خوب می شناسدم و من غرق نگاهش در پی خاطره ای تار و مات می گردم او کیست؟ او چیست؟ دلداده ای بی ریا؟ دلبرده ای بی توقع؟ هر که هست! هر چه هست! خدایا تنهایش مگذار                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      * تو این بازار بی مهری بدیدار تو شادم تو شادم کن که سوز غم بر آمد از نهادم تو می گفتی صدایم کن ز سوز سینه هر شب صدایت می کنم اما رسی آیا بدادم کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم ز سوز عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم

پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 |